بي نقاب

خیلی زود از خوشحالی به غصه رسیدم

دوست خوب یکی از بهترین نعمت های خداست اما گاهی نمیشه ... یعنی نمیشه که بشه ...

 دردش انقدر عمیق میشه که تا مدتها یادت نمیره

خدا میدونه چقدر باید بگذره که با دیدن اسمی شبیه به اسم دوستت بغض نکنی

خدا میدونه چقد ر باید بگذره که با دیدن تاریخ تولد برادرت بغض نکنی

چقدر باید بگذره تا با دیدن یه عکس شبیه به دوستت بغض نکنی

چقدر بگذره که زخم خوب بشه و فقط جاش مثل یادگاری بمونه

اما میگذره ...

مثل همه روزای سخت دیگه که گذشت ...

حتی اگر طعنه بشنوی ....

حتی اگر نا حق قضاوتت کنند ... سارا تو می تونی ساکت باشی تحمل کنی ... و لبخند بزنی و باز چشماتو باز کنی و بگی سلام یه روز دیگه شروع شد ..

حتی بدون دوستی که تا دیروز بودنش باعث ارامش و خوشحالی بود ...

هر جا هستی خوش باشی...

برای همه دردسرهام شرمنده ...


اگر کسی مرا خواست، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند.
و اگر اصــرار کرد، بگوییـد برای دیدنِ طوفان‌ها رفــته است!
و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید:
رفته است،

تا دیگر بازنگردد...!



+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:23 نويسنده _sara_ |