بي نقاب

سلام من به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی

هنوز همون خراباتی و مستم ولی بی تو سبوی می شکستم

همه تشنه لبیم ساقی کجایی

گرفتار تبم ساقی کجایی

اگه سبو شکست عمر تو باقی که اعتبار می تویی تو ساقی

 

فکر می کردم می تونم زودتر از اینا بیام اما نشد

شرایط کمی تغییر کرده امیدوارم بهتر بشه همه چی

رمان تراکم هنوز تموم نشده اما امروز این لپ تاپ رو خریدم که پایانی باشه برای همه بهانه هام ...

خبر می دم بازم

وبلاگ جونم دوزیت دارم

پ ن: چه اشکالی داره که زن در  پایان دوره سی ساله زندگیش کمی لوس باشه

خیلی هم جذابتره اینطوری

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 22:43 نويسنده _sara_ |