بي نقاب

خوب اخه چرا به ادم دروغ میگین

دوساعته دارم ایمیلم رو زیر و رو میکنم

هیچی برام نیومده

خوب گناه دارم منو میذاری سرکار

الان دلت خنک شده عایا؟

یه عدد شعر برای خالی نبودن عریضه


در صدا کردنِ نامِ تو
یک «کجایی؟» پنهان است
یک «کاش می‌بودی»
یک «کاش باشی»
یک «کاش نمی‌رفتی»
من نامِ تو را
حذف به قرینه‌یِ این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم...

+ تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 1:5 نويسنده _sara_ |
برای تو که شهریوری زندگی منی

هنوز مونده تا تولدت

اما شهریوره ....



دیگـر سكـوت نـمی كنم

بـذار همـه بداننـد

مـن تـمام شـهریـورهـا

را عـاشقانـه جشن می گیـرم

تـمام شـهریـورهـای رفتـه و نـیامـده

بـذار همه جمـلات بداننـد

من دیـوانه شـهریـوری ام

كـه تـولـد تـوست

چشـم در بـرابر چشـم

عشـق در بـرابر بـاد

و عـاشـق در بـرابر ...

+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 15:15 نويسنده _sara_ |
تو که نمی دانی
وقتی به خوابم می آیی
چه جوری بوی تنت را
نفس می کشم
و عمیق در آغوشت می چرخم
تو که نمی دانی
چه جوری
چال بالای لبت را
می بوسم
و دست هام را می برم توی موهات
عشق من!
تنها خواب مرز ندارد
تاریخ و جغرافیا مرز دارد
مرض دارد
غرض دارد
ادبیات اما
رویا و خیال را بی مرز می کند
و تو هر شب بی پروا
در خوابم راه می روی می خندی
نگاهت می کنم
وقتی به خوابم می آیی
تو که نمی دانی
چه قشنگ برایم
شیرین زبانی می کنی.
راستی!
مرگ هم مرز ندارد
و من برای تو
می میرم
تو که نمی دانی..


عباس معروفی

+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 15:8 نويسنده _sara_ |