بي نقاب

اين روزا دلم براي يكي خيلي تنگ شده

شايد اين دلتنگي خيلي مسخره باشه

شايد اين دلتنگي نبايد باشه

شايد من احمق ترين آدم دنيا باشم 

اما دل كه حرف حساب سرش نمي شه . ..

دلم  براي همه اون روزا تنك شده

واسه همه چي ..

حيف كه آدما به هم فقط به چشم موقعيت نگاه مي كنند 

كاش يه درصد عاطفه جاي عقل تو روابط حكم فرما بود

كاش مي شد يه پاكن بردارم و اون روزها رو پاك كنم

براي هميشه پاكشون كنم ...

كاش فقط يه بار ديگه اون روزا تكرار مي شدن

 

خسته ام ... غمگين ....   عصبي ... كلافه

اما خوب ميشم

يه روز خوب مياد

و من بايد همه چيز رو فراموش كنم . . .

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 16:57 نويسنده _sara_ |

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 12:52 نويسنده _sara_ |

آرش کمانگیر


برف مي بارد؛
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ.
كوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ،
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ...
بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي،
يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد،
ردِّ پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان،
ما چه مي كرديم در كولاكِ دل آشفته ي دم سرد؟
آنك، آنك كلبه اي روشن،
روي تپه، روبه روي من...




ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ساعت 1:49 نويسنده _sara_ |
بـا هـر بـهـانه و هـوسـی عـاشـقـت شده است

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

چــیــزی ز مــاه بـــودن تــو کــم نـــمـــی شـــود

گیرم که برکه ای، نفسی عاشقت شده است

ای ســیــب ســرخ غــلــط زنــان در مـسـیـر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شـده است

پــر مـــیـــکـــشــی و وای بــه حــال پــرنـــده ای

کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده اسـت

آیــیـــنـــه ای و آه کــــــه هــــرگــــز بـــرای تـــــو

فرقی نمیکند چه کسـی عـاشـقت شده است


شاعرش ؟؟؟؟

+ تاريخ شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ساعت 1:46 نويسنده _sara_ |
گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

+ تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ساعت 18:23 نويسنده _sara_ |

بعضیا خوب حوصله دارن واسه بازی کردن .. اینکه خودشون رو قایم کنند . بعد بیان بگن ما از تو یاد گرفتیم خودمون باشیم

خوب اگر یاد گرفتی خودت باشی که دیگه چرا یه اسم دیگه می ذاری واسه خودت

می خوای کنجکاوی من تحریک بشه ..

خوب عزیز موفق شدی الان دارم از فضولی خفه می شم ... خخخخخخ

در هر صورت موفق باشی هر کی هستی و هر جا هستی


این شعر هم همینطوری واسه اونکه این روزا باعث شده حالم بهتر باشه 


بعضی آدمها جور دیگری نگاهت میکننــد

حساب دیگری روی آدم باز میکننـــد

به آدم ارزشهـــای دیگــری میدهند

تو را با ارزشهــایت آشنا میکننــــد

بــاورت میکننـــد...

و در جـایی کـه تمــام باورهایـت را بـاختـه ای

تو را با باورهایت آشتی میدهد...
این آدم ها را دوست دارم

+ تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 13:49 نويسنده _sara_ |
من زنم و تو مرد بمان
من زنم…
بی هیچ آلایشی… بی هیچ آرایشی!
که بدوش بکشم بار تو را که مردی
و برویت نیاورم که از تو قویترم…
من زنم…من ناقص العقلم…
با همین عقل ناقصم
از چه ورطه هایی که نجاتت نداده ام
و تو عقلت کاملتر از من بود!!!
من زنم...یاد گرفته ام عاشقت بمانم
و همیشه متهم به هرزگی شوم...
حال آنکه تو بی آنکه عاشقم باشی
تظاهر کردی با من خواهی ماند!
من زنم...
کوه را حرکت میدهم
بدون اینکه کلمه ای از خستگی و دلسردی به
زبان آرم
و تو همواره ناراضی و پرصدا سنگریزه ها را
جابجامیکنی
چرا که تو نیرومند تری!!!
من زنم...
وقت تولد نوزاد ...
تلخی بیداری شبها بر بالین فرزندمان...
سکوت و صبر در زمان خشم تو مال من،
لذتهای شبانه...
خوابهای شیرین و افتخار مردانگی مال تو!
عادلانه است نه؟؟؟
من زنم...
آری من زنم...
او خواست که من زن باشم ...
همچنان به تو اعتماد خواهم کرد...
عشق خواهم ورزید...
به مردانگی ات خواهم بالید ...
با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد...
پشتیبانت خواهم بود...
و تو مرد بمان!
این راز را که من مرد ترم به هیچ کس نخواهم
گفت!!!

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 2:5 نويسنده _sara_ |