بي نقاب



هــرچند پای قول و قراری که بست ، نیست

هــرچند یاد آنکه به پایش نشست ، نیست



بـاور کنید طعنه شنـیدن از این و آن

مـزد کسی که پای دلش مانده است ، نیست



تقـصیر از تـو بوده اگر عاشقت شدم

فرقـی میان جرم بت و بت پرست نیست



آنــقدر محو دیدن روی تـو گشته ام

در چشم من هر آنچه که غیر از تو هست ؛ نیست



فــرقی نمی کند که وصال است یا فراق

پـایان قصه هر چه که باشد ... شکست نیست !







+ فرخ حاج علی

+ تاريخ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 9:44 نويسنده _sara_ |