هــرچند پای قول و قراری که بست ، نیست
هــرچند یاد آنکه به پایش نشست ، نیست
بـاور کنید طعنه شنـیدن از این و آن
مـزد کسی که پای دلش مانده است ، نیست
تقـصیر از تـو بوده اگر عاشقت شدم
فرقـی میان جرم بت و بت پرست نیست
آنــقدر محو دیدن روی تـو گشته ام
در چشم من هر آنچه که غیر از تو هست ؛ نیست
فــرقی نمی کند که وصال است یا فراق
پـایان قصه هر چه که باشد ... شکست نیست !
+ فرخ حاج علی