|
سلام خيلي وقته ننوشتم اما من عادت دارم فقط وقتي دلم بگيره يا موضوع خاصي برام جالب باشه بنويسم . تو اين مدت هم چيز جالب يا ناراحت کننده ايي نداشتم .... الان هم اومدم از همون حرفاي تکراري بنويسم ... از اينکه چقدر مسخره است که ته همه دوستي ها ختم ميشه به يه چيز . يعني به من يکي که ديگه ثابت شده چيزي به معني واقعي کلمه دوستي وجود نداره اصلا اما هر بار ميرم تا ته خط اين دوستي و ميخورم به بن بست کلا آدم پر رويي هستم من .... دوستي هاي اين دوره زمونه شده شبيه يه سري لباس سري دوزي شده که از تو يه توليدي مياد بيرون و دقيقا همه اش مثل همه و فقط سايزهاشه که فرق ميکنه .... نميخوام مثل پيرزنها بگم يادش بخير قديما اما واقعا اون وقتها معني دوستي ها کمي زيباتر و روشنتر بود و پشت هر کلمه محبت آميز و لبخند قشنگ قصد و نيتي نبود .... توقعي نبود ..... خود خواهي و غرور نبود ..... اما حالا حداقل تو آسمون دل من سالهاست که ديگه باران محبت خالص و ناب نباريد ... هر بار که آسمون دلم ابري ميشه زير لب به خودم ميگم شايد اين بار همون بارشي باشه که منتظرشم اما هر بار فقط تيرگي و سرما نصيبم ميشه .... براي او که در زير باران نگاهم غرورش را در دست گرفت و رفت .....
|
About![]()
می بارم بر روی لحظه های خاک آلود Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|